میراث فرهنگی، مسئولیتی مشترک، نه فقط وظیفه یک دستگاه

علی مومنی کارشناس میراث فرهنگی در یادداشتی نوشت:حفاظت، مرمت و احیای هزاران بنای تاریخی، محوطه باستانی، آثار و اشیای ارزشمند فرهنگی و همچنین تعیین تکلیف و تملک زمین‌های خصوصی واقع در محدوده آثار تاریخی، فرآیندی گسترده، پرهزینه و زمان‌بر است؛ مسئولیتی که حتی با اختصاص بخش قابل توجهی از اعتبارات کشور نیز نمی‌توان انتظار داشت تمام مشکلات آن در کوتاه‌مدت برطرف شود.

میراث فرهنگی متعلق به یک اداره، سازمان یا حتی یک نسل نیست، میراث فرهنگی سرمایه مشترک جامعه و امانتی است که از نسل‌های گذشته به ما رسیده و باید سالم به نسل‌های آینده منتقل شود. بنابراین حفاظت از این سرمایه نیز نمی‌تواند صرفاً بر دوش وزارت میراث فرهنگی و ادارات کل استانی گذاشته شود.

البته این به معنای کاهش مسئولیت دولت و دستگاه‌های متولی نیست. وزارت میراث فرهنگی همچنان وظیفه سیاست‌گذاری، ثبت، حفاظت، نظارت، مرمت، سامان‌دهی و فراهم کردن زمینه احیای آثار را بر عهده دارد و این وظایف نیازمند اعتبارات کافی، نیروی متخصص، نظارت مؤثر و برنامه‌ریزی بلندمدت است. اما واقعیت این است که هیچ دستگاه دولتی به تنهایی قادر نیست از میراث هزاران‌ساله یک کشور حفاظت کند.

در این میان، جامعه نیز باید سهم خود را در این مسئولیت بپذیرد. اگر مردم یک بنای تاریخی را بخشی از هویت و سرمایه خود بدانند، اگر مالکان بناهای تاریخی در حفظ و نگهداری آنها احساس مسئولیت کنند، اگر ساکنان و کسبه پیرامون محوطه‌های تاریخی در حفاظت از آنها مشارکت داشته باشند و اگر خیرین، بخش خصوصی، انجمن‌های مردم‌نهاد، دانشگاه‌ها و دوستداران میراث فرهنگی در کنار دستگاه‌های متولی قرار گیرند، بسیاری از چالش‌ها با هزینه کمتر و سرعت بیشتری قابل مدیریت خواهد بود.

از سوی دیگر، بسیاری از بناهای تاریخی زمانی می‌توانند از یک «هزینه» به یک «سرمایه» تبدیل شوند که امکان احیا، بهره‌برداری اصولی و ایجاد درآمد برای آنها فراهم شود. تبدیل بناهای تاریخی به موزه، اقامتگاه، مرکز فرهنگی، مجموعه صنایع‌دستی، فضای گردشگری یا دیگر کاربری‌های سازگار با هویت بنا، می‌تواند هم به حفظ اثر کمک کند و هم زمینه اشتغال و رونق اقتصادی را فراهم آورد.
 تحقق این موضوع بدون حضور سرمایه‌گذاران، بخش خصوصی، خیرین و جوامع محلی دشوار خواهد بود.

ساخت و تجهیز موزه‌های تخصصی نیز نمونه دیگری از همین ضرورت است. ایجاد موزه برای همه شهرها و محوطه‌های تاریخی تنها با اتکا به بودجه دولتی امکان‌پذیر نیست و باید از ظرفیت شهرداری‌ها، بخش خصوصی، خیرین، دانشگاه‌ها، مجموعه‌داران و تشکل‌های فرهنگی نیز استفاده کرد.

در این شرایط، مفهوم مطالبه‌گری نیز باید دقیق‌تر دیده شود. مطالبه‌گری صرفاً به این معنا نیست که از دستگاه متولی بخواهیم «این بنا را مرمت کند». مطالبه‌گری مسئولانه می‌تواند در کنار پرسش از عملکرد دستگاه‌ها، با مشارکت اجتماعی، معرفی ظرفیت‌ها، جلوگیری از تخریب، گزارش تعرض‌ها، حمایت از بناهای تاریخی و کمک به احیای آنها همراه باشد.

اگر یک اثر تاریخی در معرض تخریب قرار دارد، بی‌تفاوتی جامعه نیز بخشی از مشکل است. اگر خانه‌ای تاریخی رها شده، باید علاوه بر مطالبه از دستگاه مسئول، برای یافتن راهکار احیا و جذب سرمایه نیز تلاش کرد. اگر یک محوطه باستانی در معرض آسیب است، جامعه محلی می‌تواند نخستین و مؤثرترین حافظ آن باشد.

میراث فرهنگی زمانی زنده می‌ماند که مردم آن را بخشی از زندگی خود بدانند، نه صرفاً موضوعی برای بازدید یا مطالبه از دولت.

امروز بیش از هر زمان دیگری به یک نگاه مشترک نیاز داریم؛ دولت وظایف خود را انجام دهد، مردم سهم خود را بپذیرند، بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کند، خیرین یاری برسانند، شهرداری‌ها و نهادهای محلی مشارکت کنند و انجمن‌های مردمی نیز حلقه ارتباط میان جامعه و دستگاه‌های مسئول باشند.

حفاظت از میراث فرهنگی فقط حفظ دیوارهای قدیمی و سنگ‌های تاریخی نیست؛ حفظ هویت، خاطره، فرهنگ و بخشی از شناسنامه یک ملت است. این میراث به نسل امروز به امانت رسیده است و اگر قرار است سالم به نسل‌های آینده تحویل داده شود، مسئولیت آن نیز باید میان همه ما تقسیم شود.

میراث فرهنگی را فقط از دولت مطالبه نکنیم؛ خودمان نیز بخشی از راه‌حل باشیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071201444
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha